پنج دیواری

هنوز خوش بین م به سبزیِ فردا

پنج دیواری

هنوز خوش بین م به سبزیِ فردا

پنج دیواری
پـیـونـدهـا :: Links

یک تکه از هجده سالگی

شنبه, ۹ دی ۱۳۹۱، ۰۷:۰۹ ب.ظ

هجده سالگی

 

هر چه فکر کردم به یاد نیاوردم که کجا ممکن بود دیده باشمش. حدودا بیست و دو سه ساله بود. شیطنت بی اندازه ای در رفتار کودکانه اش موج می زد. چه در نگاهی تند و تیز و چه در رویارویی یک دقیقه ایم با چشم هایش زیبا به نظر می آمد. تمام رخش که روبرویم ایستاد سرم را پس از نگاهی بی درنگ پایین انداختم. صورتش گندمی بود و ظریف. موهای بسیار تیره‌ای داشت و فر موهایش از کنار صورت جمع و جورش چون رودی خروشان جاری می‌شد. چشم‌های خوش رنگی داشت که زیبایی صورتش را دو چندان می کرد، قهوه ای رنگ بود و به سوختگی می زد و هر آن فکر می کردم چشمانش را با چشمان آهویی تیز بین به اشتباه گرفته ام. شال آبی رنگی سر کرده بود و سعی می کرد پیشانی بلندش را زیر آبی حریر تار و پود های شالش پنهان کند. انگار خودش هم نمی دانست مسیرش کجاست و تنها چیزی که توانستم از حالات ش بفهمم حالات فرار گونه چشمانش و دست های لرزانش بود... .
.
قم- ابتدای خیابان شهید فاطمی(دورشهر)- روبروی بوستان نجمه
پنج شنبه 7 دی ماه 1391
 

نظرات (۱)

۱۰ دی ۹۱ ، ۲۱:۳۹ دستخط یک دختر
چقدر این عکس خوشگله
پاسخ:
لطف دارید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی