پنج دیواری

هنوز خوش بین م به سبزیِ فردا

پنج دیواری

هنوز خوش بین م به سبزیِ فردا

پنج دیواری
پـیـونـدهـا :: Links

سربازی و سرِ بازی

دوشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۱، ۰۹:۴۶ ب.ظ

پسر عموی م حمید، یک سال پیش که تازه از سربازی برگشته بود که به طرز فجیعی در چالوس کشته شد. پسر عمه ام احسان یکی دو ماهی است ست از سربازی برگشته است و حال خوشی ندارد و تقریبا افسرده شده است و دنبال خروج از کشور ست. پسر عموی م حامد دو سه روز ست به مرزبانی اعزام شده است و در حال گذراندن دوره آموزشی ست... . پسر خاله ام محمد مهدی یک دو سه هفته ای ست عازم شده است و در هتل ترین جای ممکن خدمت می کند!  و من! درگیر م بین ترس از دو سال اتلاف وقت و معافیت پزشکی. با توجه به بیماری هایی که دارم و پرونده ی پزشکی ام حقیقتا باید بدون هیچ چون و چرایی معاف شوم.  اما نظام اداری مان سروسامان ندارد و معلوم نیست چه بر سرمان می آید... .

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۱/۱۲/۰۷
بهنام جعفری بلالمی

نظرات (۵)

انشاالله که معاف میشی اگرم نشدی یه تجربه ی جدید میشه تو زندگیت.به چشم تجربه نگاش کنی تا اتلاف وقت گذروندنش برات آسون تر میشه.
پاسخ:
نمی دونم. انشاالله اولی اتفاق بیفته... .
جانا به خرابات آ
تا لذت جان بینی
جان را چه خوشی باشد
بی صحبت جانانه؟!
پاسخ:
تو ام دلت خوشه ها... .
۱۰ اسفند ۹۱ ، ۲۲:۴۱ سیدمهدی ربیعی
معافیت از سربازی
حق مسلم توست!
پاسخ:
دم ت گرم کمی خندیدم و از این حال و هوای بی خودی در اومدم.
بسوزد آنکه خدمت را بنا کرد ...
بااحترام دعوتید..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی