پنج دیواری

هنوز خوش بین م به سبزیِ فردا

پنج دیواری

هنوز خوش بین م به سبزیِ فردا

پنج دیواری
پـیـونـدهـا :: Links

اینه زندگی...

جمعه, ۱۲ بهمن ۱۳۹۷، ۰۵:۳۳ ب.ظ

چقدر گفتم شبیه رفتنی! اصلاً ماندن به تو نمی آید... . چقدر گفتم همیشه دو دوی غم می‌زند آخر چشم‌هایت. هر چقدر هم تلاش می‌کنی که باور کنم این‌گونه نیست، فایده‌ای ندارد... عکس راه که در چشم‌های خیست منعکس می‌شود، من تصویر رفتنت را در آب‌های ریخته بر زمین و کاسه‌های خالی می‌بینم! چه در بیداری و چه در خواب‌هایم، تو همیشه در حال رفتنی. من که قاضی نیستم! شاید اعتراض تو هم وارد باشد؛ که من حق ندارم برای ماندن و رفتن تو خواب‌های کابوس‌وار ببینم. اما چه کنم؟ شاید این خواب‌ها، خفاش‌های ترس من از تنها ماندن باشد و یا کلاغ‌های بد خبر از آینده. نمی‌دانم؛ پشت سر هم فنجان‌های قهوه را پر و خالی می‌کنم که باز خوابم نبرد، یا ته این فنجان‌ها دنبال سرنوشتی متفاوت می گردم. اسم فالم را تقدیر می‌گذاری یا شانس؟ راستش فرقی نمی‌کند!! مهم اتفاقی است که من باور کرده‌ام روزی می‌افتد... . سفر را در پیشانی آدم‌ها می‌نویسند، در چشم هایشان... . حالا می‌خواهد جای قدم‌هایت ته فنجانم باشد و یا میان دیوان حافظت:
یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غم‌دیده ما شاد نکرد

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی