پنج دیواری

هنوز خوش بین م به سبزیِ فردا

پنج دیواری

هنوز خوش بین م به سبزیِ فردا

پنج دیواری
پـیـونـدهـا :: Links

مهم‌ترین بخش وجودی هر انسانی، از آن رو که موجودی مختار و مکلّف است، باورها و اعتقادات اوست. من نیز خارج از این حکم چگونه باشم که از همان جنسم و با همان ویژگی‌ها. من نیز عقاید و اندیشه‌هایی دارم که می‌خواهم به اجمال ذکر نمایم، همانند آن‌چه در وصیت‌نامه خود، چندین سال پیش نگاشتم، چه که نخستین کلام هر وصیتی همان باورهاست، که جایگاه انسان را تعیین می‌نماید میان سایرین،‌ در دنیا و آخرت.

باور دارم: الله خالق تمام عالمیان در این جهان و جهان‌های دیگر است و اوست که همه را ربوبیّت می‌نماید و پرورش می‌دهد، روزی‌دهنده ماست و مرگ و زندگی ما تنها در اختیار اوست. وجود ما را او ایجاد کرده و خلق اول و آخر همه به دست اوست. الله، جلّ‌جلاله، اول و آخر همه چیز است، ظاهر و باطن همه چیز و هیچ چیز از او غایب نیست. علم مطلق است و گذشته و آینده را می‌داند.

باور دارم: الله برای هدایت بشریت از میان آن‌ها بهترین‌ها را برگزیده و قلب‌شان را به نور علم روشن ساخته و به واسطه روح‌القدس مؤیدشان ساخته و از طریق وحی با آنان سخن گفته است و آنان را در جمیع اعصار و جمیع مکان‌ها برای بشر مشعل هدایت و چراغ راهنما قرار داده است و آخرین ایشان و برترین ایشان را محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب از هاشم و از خاندان قریش برگزیده و خلقت نور او را مقدم بر تمام آفرینش نموده است و به استناد حدیث شریف کساء و بسیاری احادیث دیگر، چرایی خلقت آسمان‌ها و زمین و سایر مخلوقات، حتی من و تو، به ایشان است. باور دارم که آخرین فرستاده خداست و پس از او دیگر خداوند فرستاده و پیامبری نداشته است.

باور دارم: دین اسلام تنها دین نزد خداوند است که به جهت پرورش بشریّت که حسن‌التدریج را می‌طلبد، در قالب ادیان دیگر به آرامی و متناسب با رشد زمانی انسان تشریع شد و با بعثت خاتم‌النبیین بتمامه و کماله عرضه گشت و منحصرراه کمال ماست، با احکام متکامل و فقه شریفش.

باور دارم: قرآن، کتاب آسمانی ما، کلام خداوند است که به واسطه وحی الهی بدون خدشه و آسیب توسط روح‌الامین، جبرئیل، بزرگ‌ملک الهی، بر قلب نبی اکرم، صلّ‌آلله‌علیه‌و‌آله، نازل شد و همان کتاب اکنون به دست ماست و تنها راه هدایت بشریت است.

باور دارم: کعبه، قبله بشریت است، برای سجده به معبود و آن نقطه‌ای از زمین که محاذات و متناظر با بیت‌المعمور در آسمان هفتم و نزدیک به عرش الهی است و آخرین فرستاده از آن‌جا به اذن پروردگار به آسمان عروج کرد و به سدرةالمنتهی نزدیک شد، حتی قاب‌القوسین أو أدنی، و در برابر عظمت الهی سجده نمود و نماز گذارد.

باور دارم: علی بن ابی‌طالب بن عبدالمطلب، پسر عموی پیامبر، کسی که پیمان برادری‌اش با حضرت رسول منعقد شد پس از هجرت به مدینه، جانشین و خلیفه بر حق او بود که از جانب خدا تعیین شد به امامت. او و اولاد طاهرینش یکی پس از دیگری حجّت خداوند بودند بر زمین، حسن و حسین، علی بن الحسین، محمد بن علی، جعفر بن محمد، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی، علی بن محمد، حسن بن علی و حجة بن الحسن، همگی ولی و امام بر امت اسلام بودند و آخرین حجت خدا هنوز زنده است و امامت را بر عهده دارد، صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین.

باور دارم: فاطمه بنت محمد، دختر رسول گرامی اسلام، سلام‌الله‌علیها، سیده زنان عالمیان است، در دنیا و آخرت و همان‌گونه که ائمه حجت خدا بر ما هستند، او حجت خدا بر ائمه اطهار، سلام‌الله‌علیهم، است.

باور دارم: آخرین امام و آخرین حجت خدا که هم‌نام و هم‌کنیه رسول خداست، اکنون در میان ماست و بدون او زمین آرام نمی‌گرفت و استوار نمی‌ماند. او ولی و سرپرست ماست و هموست که هر شب قدر روح و ملائکه مقرّب الهی بر او نازل می‌شوند و دستورات هدایت عالم را از او دریافت می‌دارند. او که پیوسته اعمال ما را نظر می‌کند و برای هدایت ما را تدبیر و امداد می‌نماید، از شناخت نظرها غایب است که می‌بینیم و نمی‌شناسیمش. تا آن‌که بشریت آماده شود و ظرفیت عالم برای امامت آشکار و ظاهر فراهم، که به امر و اذن الهی ظهور نماید و جهان را پر از عدل و داد کند.

باور دارم: در دوران غیبت ما مکلّف هستیم برای تلاش در ترویج اسلام با دو استوانه قویمش؛ قرآن و عترت که بدون هر کدام،‌ انحراف غلبه خواهد کرد بر دین و شریعت. مقدمات ظهور متکی بر لطف و عنایت حضرت ولی‌عصر، عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه، به دست ما باید فراهم شود و این تکلیفی است که ما را از آن گریزی نیست، به سستی و تنبلی و بی‌کارگی و خمودی، که آفت انتظار ما همین‌هاست!

باور دارم: پس از صدها سال که از استقرار «نام» شیعه بر منطقه‌ای از کره زمین، با نام فلات ایران، گذشت، تلاش مجدّانه فقهای عظیم‌الشأن متشرّع آگاه به زمان، از شیخ فضل‌الله نوری و کاشانی و طباطبایی و مدرّس و مانند آن، در نهایت یک‌صد و پنجاه سال مبارزه، در سال 1357 ه‍ ش. به ثمر نشست و آخرین رشته این نبرد تاریخی، مرحوم سیدروح‌الله مصطفوی، معروف به «خمینی کبیر» توانست «هویت» شیعه را حاکم نماید و در منطقه‌ای از عالم شعار عدالت‌خواهی و انتظار فرج را برپا دارد. انقلاب اسلامی ایران، به عنوان طلیعه‌ای از ظهور، به اذن مبارک حضرت ولی‌عصر، روحی‌له‌الفداء، و اطاعت و فرمانبرداری امام راحل، قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه، از فرامین متعالی این شجره طوبی، به سان معجزه‌ای در قعر تاریکی و ظلمت ماده‌پرستی بشر آخر‌الزمان، انفجار نور الهی بود که دل‌ها را به آینده روشنِ وعده داده شده از سوی پروردگار امیدوار ساخت. طوبی له و حُسن مآب.

باور دارم: پرچمی که به دست امام راحل افراشته شده، دست به دست و با جان و دل و ریختن خون، هر جا و هر زمان و به توسط تمام متدیّنین عالم، بایستی حفظ شده و افراشته بماند، تا به دست صاحب اصلی آن رسانده شود، چه که می‌دانیم بر زمین فتادنش طوفان یأس را بر جهان آرمانی انسان آواره امروز می‌کوبد و معلوم نیست دیگر چه زمانی بتوان دوباره آن را برگرفت و افراشت که به یقین بسیار زمان خواهد گرفت امید دادن به دل‌هایی که از دست رفتن انقلاب در تمامی سطح کره زمین ناامیدشان می‌سازد.

باور دارم: آن‌چه در انقلاب محقق شده است، پس از اعلای «نام» شیعه در دوران صفوی، اعتلای «هویت» شیعه بوده است در کوران حوادث و موانع دشواری که طی شد و به دست ما رسید. اما «تحقق» اهداف متعالی شیعه چیزی نیست که می‌شد در سال‌های اول انقلاب به دنبال آن بود و هنوز نیز ناممکن، که «تحقق» عملی اسلام با تمام احکام راستین آن که امروز چون پوستینی وارونه گشته است، به حرف و شعار واقع نمی‌گردد و نیازمند تغییر ساختارهای اجتماعی و روش‌های اداره نظام است. امتی که در طول قرن‌ها خفقان و سرکوب جرأت ابراز اعتقادات خود را نیز نداشته است، چگونه می‌توانسته اندیشه‌های خود را برای عملیاتی شدن تئوریزه کند و در چه زمانی فرصت داشته تا روش‌های اداره یک حکومت یا یک نظام را مبتنی بر تعالیم انبیاء الهی و اولیاء او تنظیم نماید. امروز، تازه پس از یک انقلاب توفنده که به او قدرت اعلان عقیده‌اش را داده است، فضایی فراهم شده تا به موضوعات جدید بیاندیشد و حکومت را به عنوان اولویت اول خود در معرض وحی قرار دهد. ما هنوز سخت محتاج استنباط احکام حکومت از منابع دینی خود هستیم. من باور دارم که این تکلیف امروز ماست.

باور دارم: تکلیفی مهم بر دوش دارم که اگر چه بضاعتم اندک است و گرفتاری نفس مزاحمت می‌نماید، اما عظمت تکلیف غیرقابل اغماض است و آن‌که بداند را از عمل چاره نیست که کیفر بی‌اعتنایی مانند روبرگرداندن از دین و شریعت است برای چنین کسی.

در نهایت از خداوند عاجزانه و با شرمساری می‌خواهم از تقصیرات و قصور و کوتاهی‌هایم بگذرد و به حق ولی صالح خود، مهدی منتظر، سلام‌الله‌علیه، ظرفیت و توانایی و قدرت بر یاری رساندن به انقلاب را که به حقیقت یاری رساندن اسلام و امت محمد و آل محمد است، به من ارزانی دارد که سخت محتاج یاری اویم برای این منظور و این مقصد.