پنج دیواری

هنوز خوش بین م به سبزیِ فردا

پنج دیواری

هنوز خوش بین م به سبزیِ فردا

پنج دیواری
پـیـونـدهـا :: Links

"الف...

چقدر منتظر ماندم تا به این روز برسم. روزی که با خیال راحت یک کتاب از کتابخانه خانه مان بردارم و تکیه بدهم روی مبل و کتابم را ورق بزنم. با خیال راحت فیلم ببینم. با خیال راحت موسیقی گوش کنم. هر چند سختی ها همچنان بسیارند و راه سختی برای ادامه زندگی در پیش داریم. اما این روزها به لطف قرآن و حضور در فضای قرآنی آرام ترم. دیشب برای اولین بار بعد از عروسی، نشستیم و با مانا فیلم دیدیم. فیلم برف ساخته مهدی رحمانی... و امروز هم برای اولین بار بعد از چیزی حدود دو سال کتابی را برای خواندن از کتابخانه برداشتم. فتح خون [روایت محرم]، نوشته شهید قلم سید مرتضی آوینی. امیدوارم که این راه ادامه داشته باشد و هر روز که می گذرد به آرامش بیشتری برسیم. خدا را شکر همه چیز به مرور زمان خوب می شود.


نوشتن و گفتن از نهضت حسین(ع) صدری مشروح می خواهد و لسانی بی عقده که در این حقیر نخواهید یافت ،لذا زبان خویش به دهان می گیرم و از لسان شهید عشق ، سید مرتضی آوینی برایتان سخن می گویم و قطره ای از دریای «فتح فتح خونخون» را به کامتان می چکانم تا اگر طالب سیراب شدن از این بحر بودید ،چشمانتان را میزبان سطور و جملات عاشقانه ی کتاب «فتح خون» کنید: 

آل کسا در انتظار خامس خویشند تا روز بعثت به غروب عاشورا پایان گیرد و خورشید رحمت نبوی در افق خونین تاریخ غروب کند و شب آغاز شود ... شبِ نقمتی که در باطن رحمت حق پنهان بود؛شبی دراز و دیجور؛ شب ظلمتی که نور تنها از اخترانِ امامت می گیرد...
صحرای بلا به وسعت تاریخ است و کار به یک «یا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم» ختم نمی شود.اگر مرد میدان صداقتی، نیک در خویش بنگر که تو را نیز با مرگ انسی اینگونه است یا خیر ! اگر هست که هیچ، تو از قبله داران دایره ی طوافی و اگر نه... دیگر به جای آنکه با زبان،«زیارت عاشورا» بخوانی،در خیل اصحاب آخرالزمانی حسین(ع) با دل به زیارت عاشورا برو. «ضحاک بن عبدالله مشرقی» را که میشناسی! عصر عاشورا از جبهه ی حق گریخت بعد از آنکه صبح تا شام را در رکاب امام شمشیر زده بود. خوف فرزند شک است و شک زاییده ی شرک، و این هرسه خوف و شک و شرک، راهزنان طریق حقند... که اگر با مرگ انس نگیری،خوف راه تو را خواهد زد و امام را در صحرای بلا رها خواهی کرد.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۴:۲۶
بهنام جعفری بلالمی
"الف...
.................
این روزها که نبوده ام و نیستم...
روزهایی که تنها نبوده ام و نیستم...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۴ ، ۱۸:۵۳
بهنام جعفری بلالمی

"الف...

.....................

مرد زمانه‌ى خودتان باشید، آدم زمانه‌ى خودتان باشید. زمانه‌ى شما، زمانه‌ى مهمّى است. 

رفتار اجتماعی و سبک زندگی، تابع تفسیر ما از زندگی است: هدف زندگی چیست؟ هر هدفی که ما برای زندگی معین کنیم، برای خودمان ترسیم کنیم، به طور طبیعی، متناسب با خود، یک سبک زندگی به ما پیشنهاد میشود. یک نقطه‌ی اصلی وجود دارد و آن، ایمان است... بر اساس این ایمان، سبک زندگی انتخاب خواهد شد.

بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالی ۱۳۹۱/۰۷/۲۳

.

اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

سلام.

پس از این مقدمه مختصر باید اشاره کنم که تفکر تاسیس و راه اندازی کانون دانش پژوهان نخبه نوشهر توسط جوانان مومن و انقلابی شهر نوشهر چیزی حدود یک دهه پیش در ذهن این بزرگواران پرورش یافت و به عالم حقیقت وارد شد و اکنون این تفکر به یک سبک زندگی مشترک بدل گشته است. سبک زندگی ای که نامش شده (سبک زندگی کانونی) و عزیزانی که این قدم را برداشتند پا روی خیلی چیز ها گذاشتند. این ها مردان زمانه خودشان هستند...

کانون دانش پژوهان نخبه نوشهر

جا داره تشکر کنم از مسئولان عزیز، دوستان، بزرگان و مدرسین کانون؛ آقا مجتبی حبیب زاده، آقا مهدی خطیبی، آقا رضا رحمتی، آقا محسن کشاورز، آقا مهدی عبداللهی، آقا محسن خطیبی، آقا ابراهیم بیژنی، آقا محسن نجفی، آقا احمدرضا دیوسالار، آقا رضا امیری، آقا شروین نوشین، آقا محمد جهاندار، آقا سعید ستاری، آقا وحید عیسی پور، آقا ابراهیم نیک قلب، آقا احمد خزایی، آقا حسن خزایی، آقا حسین خزایی، آقا دانیال داودی، آقا مسعود نوشین و دیگر دوستانی که از قلم افتاده اند و نامشان در خاطرم نیست. دوستانی که از 20 فروردین 1386 تا به امروز همواره و در همه حال بزرگی کردند و کنار من و دوستان م بودند و واقعا هیچ وقت کم نگذاشتند. من را یارای جبران زحمات این عزیزان نخواهد بود جز این که با افتخار بگویم همیشه کانونی خواهم ماند.

بهنام جعفری

دانش پژوه دوره 1

یا علی.

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۴ ، ۱۹:۵۸
بهنام جعفری بلالمی